سفرنامه ( آلمان-هامبورگ )

صبح روز جمعه ساعت ۶:٣٠ به وقت آلمان در فرانکفورت بودیم.و چون در این سفر قصد ماندن در این شهر را نداشتیم با پرواز دیگری به هامبورگ (Hamburg) رفتیم. به قول خودم "شهر مهدوی کیا فوتبالیست کشورمون.

هامبورگ دومین شهر بزرگ آلمان و همچنین ششمین در اتحادیه اروپا است. هامبورگ همچنین، دومین شهر بزرگ بندری در اتحادیه اروپا می‌باشد.

هامبورگ یک شهر ایالتی است، یعنی یکی از شانزده ایالت آلمان نیز به شمار می‌آید.

بعد از مستقر شدن در هتل(Holiday Inn Express) و چند ساعت استراحت و نگران از اینکه هنوز همسفرهامون نرسیده بودند تصمیم گرفتیم که چرخی تو شهر بزنیم.پارسال که برای اولین بار به اروپا امده بودم انقدر هیجان زده و مشتاق بودم که کوچکترین چیزها برام جالب توجه بودند. از سنگفرش خیابانها و معماری ساختمانها و نوع لباس پوشیدن  مردم و ... گرفته تا امکاناتی که ما هیچگاه اثری از اونها رو تو کشورمون نمی بینیم.بگذریم...

وقتی برگشتیم هتل همسفرها رسیده بودند.شب به علت خستگی ناشی از پرواز زود خوابیدیم.

شنبه 20 شهریور 1389 -11 سپتامبر 2010

در تهران معمولا صبحها ساعت 8 الی 9 دیگه بیدار میشم.چند روز اول پیشرفت کرده بودم و از ساعت 5 صبح بیدار بودم .هر کاری می کردم که بخوابم نمیشد که نمی شد.البته فکر کنم به خاطر دو ساعت و نیم اختلاف زمانی بود.

بعد از صرف صبحانه در هتل و از اونجاییکه با خودمون به اندازه کافی لباس نبرده بودیم راهی shopping center  شدیم. من که خودم عاشق مراکز خرید اروپا هستم .هرچی که دلت بخواد پیدا میکنی و دیگه احتیاج نیست برای هر چیزی به جاهای مختلف شهر بری.مراکزی که مملو از آدمهای گوناگون و از هر نژادی می باشد.پارسال که فرانکفورت و مونیخ بودیم قدم به قدم خانمهای عرب با چادر های مشکی و روبند میدیدیم ولی امسال تو هامبورگ حتی یکی هم ندیدم.برای ناهار به رستوران آرژانتینی Block House رفتیم .عالی بود و حرف نداشت.استیک های خوشمزه ای داره.

(کیارش و آریانا در رستوران block house )

بعد از ظهر هم به خرید گذشت و شام همKFC

 

  یکشنبه 21 شهریور 1389-12سپتامبر 2010

صبح روز یکشنبه به پیشنهاد رزروشن هتل به Wunderlan Miniatur رفتیم .که بزرگترین مدل راه آهن در جهان و یکی از موفق ترین نمایشگاه های دائمی در هامبورگ می باشد.

 خیلی شلوغ بود و ساعت حدودا 2 بعد از ظهر نوبتمون میشد و چون بچه ها خسته می شدند منصرف شدیم و به پارک رفتیم.کیارش و آریانا حسابی بازی کردند بعد هم همگی با هم تو پارک قدم زدیم و جاهای مختلف را دیدیم.واقعا زیبا بود گونه های مختلف گیاهی و گل های زیبایی که تا به حال ندیده بودم .بعد هم به سمت دریاچه آلستر رفتیم و ناهارمون رو در یکی از رستورانهای نزدیک دریاچه خوردیم.دریاچه آلستر در کنار ساختمان شهرداری، کلیسای سنت میشل جزو سمبلهای هامبورگ به شمار میرود. قدم زدن کنار دریاچه همراه با نم نم بارون واقعا دلچسبه.

   

بازارچه چینی هم در نزدیکی دریاچه به پا بود .چرخی تو بازارچه زدیم و جاتون خالی ماساژ چینی هم گرفتیم که خستگیمون برطرف بشه.

موقع بازگشت به هتل با تاکسی که راننده ایرانی داشت برگشتیم.

یک بار هم به گروهی از راننده های تاکسی که همگی ایرانی بودند برخوردیم .جالب اینجا بود که چند تایی از اونها با هم ترکی صحبت می کردند.

 ادامه دارد...

 

/ 27 نظر / 134 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو مامان آرش

سلام دوستم خوبی؟ کلی از دیدن سفرنامه قشنگتون لذت بردم. انشاءالله همیشه شاد، سلامت و خوشبخت باشین. بله همانطور که گفتی ساعات کاریمون متاسفانه خیلی زیاد است. تا برسیم خانه نزدیک 7 است و 8 باید آرش بخوابه [ناراحت]

سپیده عمه آریانا

سلام همیشه به سفر و شادی رسیدنتون به خیر سفرنامه قشنگی بود از خوندش لذت بردم . عکسها هم فوق العاده زیبا بود. خو.شحالم که حسابی بهتون خوش گذشته . جیگر کیارش کوچولوی ناز رو برم من.[ماچ][بغل][قلب][گل] شاد و برقرار باشید[ماچ][گل][گل][گل]

مامان یکتا

سلام ای جانممممممممم کلی عشق و حال کردم از دیدین ای گل پسر جیگر و مامان ناز و مهربونش همیشه به خوشی و سفر ببوسش خفن[ماچ]

سحر مامان کیارش

سلام عزیزم[گل] رسیدن به خیر[لبخند]...همیشه به گشت و گذار اون هم از این نوعش[چشمک][بغل]...شاد باشید[قلب]...کیارش گل پسر رو ببوس[ماچ][ماچ][ماچ][خداحافظ]

خاله مينا

چه خواهر نازي[چشمک]

سحر

خوشحالم که بهتون خوش گذشته راستش ما زیاد از بارسلون خوشمون نیومد به غیر از تله کابینش . کیفیت غذاهاش خیلی بد بود و رستوران هاش هم زیاد تعریفی نبودن حالا دفعه بعد شما حتما یه سر به جنوب فرانسه بزنید خیلی قشنگتر و تمیزتر از اسپانیاست [گل]

مامان امیرسام

خوشحالم که بهتون خوش گذشته دوستم. از طرف من حسابی کیارشو ببوس که مامان گلشو تو سفر اذیت نکرده.. یه سوال کردی که خودتم جوابشو دادی... بعضی اوقات این علایق تو نیست که شرایط رو تعیین میکنه بلکه اجباره[نگران]

دست کوچولو

خيلي خوشحالم كه خوش گذشته .. عكس هاتون هم خيلي قشنگه .. تو اين عكس كه با آقاي امير هستي .. خيلي از تيپت خوشم اومد[زبان]

محبوبه

راستي اسم وبلاگم طرفداران دو آتيشه كاپيتان كيا