هفته ای پر ماجرا

هفته پیش از سه شنبه تا جمعه مهمون داشتیم . دختر خاله ها و زنداییم برای خرید اومده بودن تهران . شبها با سارا و نسترن و رویا تا نیمه های شب بیدار بودیم و حرف میزدیم. خیلی خوش گذشت. کیارش هم پا به پای ما بیدار بود و شیطونی میکرد .یه روز هم رفتیم بازار بزرگ . من هم  با اینکه خرید نداشتم  رفتم. گشتن تو بازار بزرگ رو دوست دارم.

ذوق هنریم هفته گذشته متبلور شده بود و نتیجه کار ساخت قاب عکس زیر شد!زبان

داشتم بالای کمد دیواری رو مرتب میکردم که یه قاب عکس ساده و قدیمی پیدا کردم . دوباره هنرمند شدم و این از آب دراومد.

 

همینطور که داشتم کمد دیواری رو مرتب میکردم .به این باکس های گل برخوردم و کلی خاطرات برام زنده شد.لبخند

 

نزدیک به ١٠ سال پیش که من و امیر دوران آشناییمون رو طی میکردیم . هربار که همدیگرو میدیبدیم بلا استثنا از امیر یه شاخه گل تزئین شده می گرفتم. قلبکه همشون رو تا الان تو این باکس ها نگه داشتم . ولی تلق ها دیگه خراب شدن و گل ها خشک که نمیشه جاشون رو عوض کنم .از کمد اوردم بیرون که دیگه بندازمشون بیرون(به غیر از اولین شاخه گل) ولی بازم دلم نیومد و دوباره گذاشتمشون توی کمد.

 

و دیگه اینکه سه شنبه هفته پیش بابا امیر با یه ipad وارد خونه شد و کیارش هم که فهمید میتونه باهاش بازی کنه تو نیم ساعت سر از همه چیزش در اورد و دیگه خودش میتونست وارد منو ها بشه بازی مورد علاقه اش رو پیدا کنه و دکمه play بزنه و ...

 

کیارش و دایی محمد

 

و در آخر اینکه کیارش دیگه به نداشتن دایپر عادت کرده و ج.ی.ش  و   پ.ی.پ.ی رو میگه و مارو راحت کرد . شبها هم تا صبح بدون ج.ی.ش می خوابه . منم با خیال راحت می خوابم. فقط بعضی مواقع که خودش رو خیلی نگه میداره یه خرده شورتش خیس میشه که اونم خودش میشوره .چشمک 

 

/ 49 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جیگرطلایی

در ضمن چندتا عکس آرین هم گذاشتم خوشحال میشم بیاید ببینید[قلب]

دست کوچولو

تابلو اوليه قشنگ تر بود .. دومي هم خوب بود. هنرمنديدااا آفرين به كيارش ... بالاخره راحت شديد

مامانی

سلام به تمامی مادران وبلاگ نویس،دیگر نگران هیچ چیز نباشید، ما در کنار شما وفرزندانتان هستیم. mamane جامع ترین پورتال اطلاع رسانی کودکان و مادران ایرانی آغاز به کار خادمان شما این وبلاگ به منظور آشنایی مادران پاک ایران زمین،با اصول و مبانی دینی،اعتقادی،اجتماعی و تربیتی دوران بارداری و تربیت فرزند راه اندازی گردیده است. وبه علت احترام به مادران وبلاگ نویس فعلا به صورت وبلاگ به کار خود ادامه میدهد

حلما

[لبخند][گل] سلام چقدر باسلیقه[گل]

سما

مریم خانوم کجایین.. چن روزه بهتون بهتون سر میزنم ببینم پست جدید گذاشتین یا نه... فک میکنم درگیر کارهای اخر سال هستین... به هر حال موفق باشین][گل][ماچ]

بهزاد

مريم خانوم، فکر میکنم قصد نداری دیگه آپ کنی و پست جدید بنويسی....!!! البته بهت حق میدم....[کلافه]

فرناز

ما پست جدید میخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااییم...پس کجایی؟؟؟

فرناز

[منتظر][منتظر][منتظر]منتظریییییییییییییم...[منتظر]

نازنین

[ماچ][ماچ]سلام مریم جون آخ قربون این پسر که توی همه عکسها لبخند دارههههههههه فدای چهره معصومش بشممممممممممممم[گل][گل][ماچ][ماچ][بغل] خسته نباشی مامان هنرمندددددددد

ستاره

مریم جون سلام.امروز با وب قشنگت آشنا شدم. پسر خوشگلت به خودت رفته.امیدوارم با دلخوشی بزرگش کنی.[گل] خوش به حالت که جوجوت بزرگ شده و میتونی کارای هنری بکنی[دست]