می می نی

چند روز پیش دو تا از سری کتابهای می می نی به همراه یک کتاب دیگر به نام "در محل مسابقه" برای کیارش خریدم. از اون روز تا به حال کارمون شده روزی چندین بار خواندن کتابهای مذکور همراه با ایفای نقش شخصیتهای موجود در کتاب و تقلید صدا.

وای چقدر لذت بخشه که کودکت گوشهاشو تیز کرده و به صدای تو  گوش میده و با هیجان منتظر صفحه بعدی کتاب می مونه و گاهی اوقات انقدر هول میشه که بهت اجازه نمیده صفحه رو تا آخرش بخونی و ورق میزنه.

و جالب تر اینکه تو عالم خودش کتاب رو باز میکنه و داستان رو از آخر به اول و دست و پا شکسته برای خودش تعریف میکنه.

بخشی از مکالمه من و کیارش :

کیارش :مامانی من ماشین مساقبه بده می خوام!!!

مامان مریم :باشه مامانی تو غذا بخور بزرگ بشی من برات می خرم.

کیارش : پلو و گوشت بخورم بزرگ بشم تو بخری؟

مامان مریم : بله مامانی

کیارش : هاااااااااااام پلو بده !

نتیجه : از هرچی که تو کتابها خوششون میاد باید داشته باشند.

پ.ن:یک کارتن پر از کتابهای داستان دوران کودکی من و مینا و میترا و محمد داره تو انباری خونه پدری خاک می خوره .در اولین فرصت باید برم سراغشون و یک کتابخونه کوچک برای کیارش درست کنم.

/ 19 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان ارمیا

سلام مریم جونیث خوبی؟ واییییییییییی هزار ماشالا چقدر کیارش من ناز و خوردنی شده مردی شده ها؟ هزار ماشالا کلی پست عقب بودما ولی الان زودی همشو خوندم به سلامتی پس عازم جهانگردی هم هستی جای مارو هم خالی کن عزیزم ببخش خیلی وقت بود بهت سر نزده بودم این ارمیای شیطون دائم دلش بازی می خواد و اصلا هم با تنها چیزی که میونه نداره خوابه! ارمیا هم وقتی براش داستان تعذیف می کنم چشاشو گرد می کنه و خوب گوش می ده الهی قربون این نینی ها که عالم قشنگی دارن به منم سر بزبن می بوسمت. هدی

دریا مامان شنتیا

سلام.مریم جون. وای که چه قذر منتظرم که منم این روزا رو با شنتیا تجربه کنم. کیارش جونم رو از طرف خاله ببوس.

مامان امیرسام

اتفاقا من هم چند روزیه یاد کارتن بزرگ کتابهای کودکی ام در خانه مادری افتادم ... اما میترسم امیرسام با یه حرکت همه شونو نابود کنه ، اخه نمیدونی من چقدر با سلیقه نگهشون داشتم انگار تازه خریده باشی.... کیارشو خیلی ببوس عزیزم ممنون از لطفت. نه بابا من خیلی هم همسر خوبی نیستم فقط ازین بدگویی ها اونم تو جمع خیلی بدم میاد.

دست کوچولو

اگه موقع خوندن دستت رو روی کلمات بگذاری ... اونها رو هم به ذهن می سپارن. من برای خواهر زادم اینکار و می کردم .. هر وقت که دستم روی یک کلمه می گذاشتم خودش اون کلمه رو می خوند.

مهرداد بني فاطمه

سلام وبلاگتون عالیه باریکلا به شما با سر زدن به ما ما رو هم خوشنود کنید اولین و بزرگترین فروشگاه سماور زغالی و صنایع دستی (عتیقه جات)در شمال غرب کشور. سماور زغالی www.msj.blogfa.com صنایع دستی www.marand2010.blogfa.com