سفرنامه - ایستگاه اول مراغه

روز چهارشنبه سی تیر ماه هزار و سیصدو هشتاد و نه ساعت ۵:٣٠ بعد از ظهر تصمیمی که گرفته بودیم رو عملی کردیم و سفرمون به شمال غرب کشور شروع شد.خوشحال بودم و حس خوبی داشتم چون تا به حال به اون قسمت از کشور سفر نکرده بودم . برای رسیدن به مراغه از شهر هایی گذشتیم و زنجان سرزمین جد مادری هم جزء اون شهر ها بود.( پدر بزرگ مامانم متولد و اهل باکو بود وقتی طبق عهد نامه ترکمن چای بعضی شهر ها  از ایران جدا شد و به شوروی سابق داده شد آتا (پدر بزرگ مامانم) به زنجان و بعد به شمال کشور شهر قائمشهر مهاجرت کرد . در قائمشهر تنها دخترش که مادر بزرگ من باشه رو به پسر یکی از دوستانش که اونها هم زنجانی بودند شوهر داد و خودش با پسرها اومد تهران . خدا روحش رو قرین رحت کنه .خیلی دوستش داشتم هر وقت میومد خونه ما دست خالی نبود و همیشه یه پاکت پسته برامون میاورد. )

خانواده پتلاک به همراه دو تا از خواهر های آنجلیکا و بچه هاشون ساعت 2:30 حرکت کرده بودند ولی فقط یک ساعت زودتر از مارسیده بودند مراغه . ما هم ساعت 12  رسیدیم و محل اقامتمون هتل بزرگ دریا بود.

و اما شهرستان مراغه (نوشته شده از روی کاتالوگ)

این شهر در جنوب استان آذرباجان شرقی در دامنه جنوب و جنوب غربی رشته کوه سهند واقع شده و بزرگترین شهر استان آذربایجان شرقی پس از تبریز بوده و بصورت فرمانداری ویژه اداره می شود. مراغه به دلیل برخورداری از پیشینه غنی تاریخی فرهنگی آثار متعددی از دوران مختلف تاریخی را در خود جای داده و بافت تاریخی آن جزء ده شهر تاریخی فرهنگی کشور است .مراغه علاوه بر تاریخ و فرهنگ ریشه دار خود بدلیل برخورداری از آب و هوای مطبوع و رود خانه های پر آب دارای مناظر زیبای طبیعی بوده و به باغ شهر شمال غرب کشور معروف شده است مسیر رودخانه صافی و دامنه های اطراف سهند آکنده از طبیعت سبز و مناظر دل انگیزی است.

 این بود که راهی گنبد سرخ شدیم.

گنبد سرخ در سال542 هجری قمری به دستور عبدالعزیز بن محمود بن سعد یدیم و به وسیله بنی بکر محمد بن بندان بن محسن معمار ساخته شده است. به طور کلی گنبد بنایی مربع شکل است متشکل از سردابه و اتاق اصلی که بر روی سکوی سنگی قرار دارد و به وسیله هفت ردیف پله می توان به آن دسترسی یافت. پنج پله در جلوی سکو واقع شده و پله ششم و هفتم جزء آستانه درگاه محسوب میشوند.                                          

از سمت راست : الاف-کیارش-فرانک-فیلیپ

/ 4 نظر / 38 بازدید
نازی مامان یسنا

سلام مریم جان. همیشه به سفر. کاش بیشتر از سفرتون مینوشتی. راستی این خانواده پتلاک کجایین؟ ایران زندگی میکنن؟

خاله مينا

عجب عكس قشنگيه شبيه كارت پستال

نیما

جوری نوشتی من که تبریز هستم دلم بذای تبریز تنگ شد وقت کردی این خاطرات خودتونو کتاب کنید این بار اومدین خبرم کنید جاهای خوبترم بگم http://www.facebook.com/?ref=tn_tnmn