دستاوردهای مهر ماه

و اما کیارش تو این یک ماه چیزهایی یاد گرفته که باعث ذوق و شوق من و امیر شده .اوایل که ازش می پرسیدم چی کار کردید و یا چی یاد گرفتی جواب درستی نمی داد ولی تو لابلای بازی کردن هاش تو خونه متوجه میشدم که امورش ریاضی علوم دارند (مفاهیم اولیه)  مثلا یه روز که داشت نقاشی می کشید به من گفت مامانی ببین مثلث  ترای انگل کشیدم ! انگلیسیشو قبلا بلد بود. یا اینکه ادای مربیشو در میاره. میگه خب مامان خوب دختر خوب به من بگو ببینم این بازه یا بسته ست؟ (خط باز و بسته )

My name is kiarash و I am 3 years old  هم یاد گرفته !!!!

خلاصه اینکه بسی خوشحالیم برای پیشرفت پسرک . و مهمتر اینکه خیلی مهد رو دوست داره.

برای برگشت هم سرویس گرفتیم . من دیگه نمی تونم برم دنبالش.

یک روز هم متوجه شدم که دو تا از دوستاش تو مهد چنگولی شدن با چنگولک های کیارش !!!!!!! مربی و مدیر مهد باهاش صحبت کرده بودن .خودم هم تو خونه باهاش حرف زدم که متوجه اشتباهش شد.

هفته گذشته فقط دو روز اول رفت مهد .از روز دوشنبه درگیر خروسکی شدید شدیم که باعث شد 3 بار راهی مطب دکتر بشیم . بار اول تشخیص دکتر عفونت شدید و تجویز انتی بیوتیک بود. فردای همون روز حالش انقدر بد بود که با مامان وبابا بردیمش بیمارستان کودکان طالقانی. که تشخیص پزشک مربوطه برونشیت (خروسک) بود .امپول دگزامتازون و شربت سیتریزن . تزریق امپول موثر واقع شد و کمی بهتر شد .صداش درنمیومد. نفس به سختی می کشید و تب شدید داشت که شب اول من و مامان تا صبح بیدار بودیم . باز هم دلم اروم نگرفت بردیمش دکتر خودش (دکتر شوشتریان) تشخیص دوباره همون خروسک بود .دوباره یه امپول دگزا و شربت سالبوتامول.

و اما بگم از تزریق امپول . با میترا بردمش . خوابوندمش روی تخت . خانومه گفت یکی پاهاشو بگیره و یکی دستاشو .به من هم گفت که مواظب شکمت باش که لگد نزنه . گفتم الان چی کار می خواد بکنه . تزریق تموم شد و از کیارش صدایی در نیومد!!!!!!!!! اخرش فقط می گفت اخ اخ مامانی درد داشت !!!! خانومه تعجب می کرد . پسرم شجاع دیگهچشمک

امیر رفته سفر . دو هفته ای طول می کشه .اولین بار که این همه مدت از هم دوریم . هنوز یک هفته نشده دلم براش تنگیده !!!قلب

من و کیارش هم از هفته گذشته خونه مامانم هستیم . و زحمتامون برای مامان و بابامه ! دستشون واقعا درد نکنه .خیلی زحمتمون رو میکشن.تازه این هفته میترا هم به جمعمون اضافه میشه .شوهرش می خواد بره سفر !!! فقط جای مینا خیلی خالیه .جمعمون جمعه مینامون کمه .ناراحت

/ 23 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرین و مامانی

سلام مریم جون خوبی عزیزم انشالله کیارش گلم زودی خوب بشه و دیگه مریض نشه مهد کودک علاوه بر خوبی هایی که داره و بچه ها کلی چیز یاد میگیرن بدیش هم اینه که مریض میشن و ضعیف میشن امیدوارم کنار مامان و بابا خواهر و داداش خوش بگذره[لبخند][قلب][گل] میگم مریم جونم یه دونه از این روز شمار ها بزار بالای وبلاگت ببینیم چقدر مونده تا دخملی گل به دنیا بیاد راستش اسمش چیه؟[ماچ][قلب]

مامان پارسا

سلام خیلی خوبه که از مهدش راضیه و پیشرفتش ملموسه[ماچ] امیدوارم که دیگه کیارش مریض نشه و کارش به آمپول و دارم نیفته[لبخند] تا چشم به هم بزنی امیر خان هم برگشته فعلاًدر کنار خونوادتون حسابی لذت ببر[ماچ]

من وپنجاه درصد خودم

ممنون که به من سر زدید..انشالا به زودی خواهر کیارش جون رو هم ببینیم...کیارش گل رو ببوسید..

مامان یاسمین

الهی بگرم جیجل خاله خروسک گرفته بوده وای اونجا که نوشتی پرستاره گفته نزنه تو شکمت یه لحظه فکر کردم الانه مب نویسی که ضربه خورده الهی چه صبورانه قبول کرده [ماچ]

کسری کوچولوی مامایی و بابایی

آخ جون عروسدار شدم.

کسری کوچولوی مامایی و بابایی

آخ جون عروسدار شدم.

خاله زوزی

سلام مامان مریمی من خاله زوزی هستم. قراره تو وبلاگم واسه بچه ها نوشته های خوشگل و بامزه بذارم. خوشحال میشم سر بزنین و واسه کیارش کوچولو بخونید. یه عالمه بوس واسه کیارش ملوس بای بای

ساناز

سلام مریم جان , خوشحالم که کیارش خوب شده از میترا جویای حالتون هستم , انشا اله جمعتون خارج از ایران با هم جمع بشه دوباره[بغل] به امید اون روز[فرشته] مواظب خودت باش کیارشم ببوس[قلب][ماچ]

فرشته مامان امین رضا

سلام مریم جون خوبی؟ کیارشم که معلومه بااین بلبل زبونیش عالیه. انشااله دیگه مریضی سرغ نیاد. آپم

شهرزاد مامان نگار

سلام مریم جون خدا روشکر که کیارش به مهد عادت کرده . انشا... مریضیش زود زود خوب بشه . مواظب خودتون باش[گل]