------
Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers
-------

من و کودکانم
'کیارش و مامان' سابق
اولین روز مهد
ن : مریم ت : شنبه ۱۳٩٠/٧/٩ ز : ٦:٢۸ ‎ب.ظ | +

بالاخره بعد از کلی وسواس (دیگه شورش دراومده بود) مهد کودک برای کیارش انتخاب شد و راحت شدم از جستجو ! و در نهایت به این نتیجه رسیدم که اکثر مهد ها در یک سطح هستند و زیاد با هم فرقی ندارند بجز موارد خاص!

امروز هم اولین روز ورود کیارش به جامعه کودکانه بود . صبح بعد از صبحانه راهی شدیم . چند تایی عکس برای یادگاری اولین روز مهد ازش با کلی ادا و اصول و دردسر انداختم !!!!

وقتی وارد شد کمی با وسایل بازی کرد و بعد مربیش (نغمه) اومد و بردش بالا .تا مربی اومد و باهاش صحبت کرد دوید سمت منو خودشو کمی لوس کرد و بعد از بوسیدن من رفت بالا بدون هیچ بهونه گیری و غریبگی !!!!! من هم خوشحال و با خیال راحت اومدم بیرون .قرار شد اگر بی قراری کرد به من زنگ بزنن که برم دنبالش در غیر اینصورت تا ساعت 1 الی 1.5 بمونه مهد. خوشبختانه خیلی خوب ارتباط برقرار کرده بود . و کلی ازش راضی بودن .هفته اول تا ساعت 4 نمی مونه که از مهد زده نشه ولی از هفته دوم تمام وقت میشه.

من هم رفتم دنبال کارهام .کلی خرید داشتم .ناهار هم رفتم پیش مامانم . دلم انقدر ظرف دو سه ساعت برای کیارش تنگ شد که خودم هم تعجب می کردم.

شروع نوعی از دل نگرانی های یه مادر از وقتی که کودکش وارد اجتماع میشه هست و امروز هم شروعی برای من بود . خدایا خودت همیشه حواست به همه بچه ها باشه .

و اما خودم این روزها یا آروم آرومم یا خیلی بی قرار و عصبی ! یه روزهایی کیارش خونه رو میذاره رو سرش  ولی من اروم دارم به کارام میرسم و یا حتی خیلی به راحتی می تونم به غذا خوردنم ادامه بدم ! خنثیولی بعضی مواقع با کوچکترین تنش از کوره در میرم و میزنم به سیم اخر !!!!!!! عصبانیاز نطر جسمانی خوبم ولی همچنان صبحها حالم بد میشه بصورتی که از تپش قلب و تنگی نفس و بی حالی حداقل باید نیم ساعتی استراحت کنم . برای خواهری هم هیچی نخریدم هنوز !!!! هفته پیش رفتم برای خرید ولی چیزهایی که بود رو نمی پسندیدم.قراره امیر بره سفر .بنابراین خرید برای نی نی افتاد به عهده امیر . در اخر کم و کسری ها رو باید خودم از اینجا بگیرم.


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by kiarash-y
This Template  By Theme-Designer.Com