------
Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers
-------

من و کودکانم
'کیارش و مامان' سابق
یاد ایام
ن : مریم ت : چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٦ ز : ۱:٢٥ ‎ب.ظ | +

پیدا کردن چند تا کتاب داستان از انباری خونه پدری کار سختی نبود . پدر جون به قدری مرتب وسایل اضافی رو تو انباری چیده که به راحتی میتونی وسیله مورد نظرت رو پیدا کنیچشمک

خاک گرفته و بوی نا و کهنگی میدادند . اوردم خونه تمیزشون کردم و سپس تقدیم  به کیارشم.

خوشش اومده بود به دو تاشون علاقه بیشتری نشون داد . به طوری که هرشب قبل از خواب باید کتاب "سنجاب مهربان " خونده بشه. با دیدن کتابها رفتم به دوران کودکی خودم .چه روزهایی داشتیم با مینا و میترا و در آخر محمد . بچه های اول دوران کودکی کوتاهی دارن .برای اینکه همیشه دیگران ازشون انتظار دارن که مانند یه آدم بزرگ رفتار کنن و زود بزرگ بشن.

دلم نمی خواد کیارش زود بزرگ بشه . دوست دارم از کودکیش نهایت لذت رو ببره و بچگی کنه.

15 یا 16 ساله بودم که با مینا و بابام رفتیم نمایشگاه کتاب . چند تا کتابی که خریدیم جز رمان چیزی نبود . خب اقتضای سنمون بود چشمکیادمه که یکی از کتابهای فهیمه رحیمی هم بینشون بود اسمش یادم رفته.

هفته ای که گذشت دیدن دوست دوران مدرسه باز هم منو برد به گذشته و خاطراتش . نسیم رو دیدم و خیلی خوشحال شدم . شش یا هفت سالی بود که ندیده بودمش . پسرش سام هم دوست خوبی برای کیارش بود و با هم بازی می کردند.

پ.ن: بیشتر از یک ماهه که کیارش دیگه از دایپر استفاده نمی کنه . روزهای اول خیلی سخت بود . از شدت خستگی تمام بدنم درد می کرد . روح و روانم هم که بهم ریخته بودکلافه. ج ی ش رو میگه و شبها تا صبح تمیز می خوابه . ولی امان از دست پ ی پ ی .......... نمیگه که نمیگه !!! داغون داغونم از بس که ... شستم . هر کاری که فکر کنید کردم از تشویق و جایزه و زبون خوش و .... گرفته تا تنبیه ولی هیچ کدومشون جواب نداده !!!



کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by kiarash-y
This Template  By Theme-Designer.Com