------
Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers
-------

من و کودکانم
'کیارش و مامان' سابق
یلدای به یاد ماندنی
ن : مریم ت : چهارشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱ ز : ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ | +

دوساله که تصمیم میگیریم  همگی باهم برای شب یلدا بریم سفره خونه ولی با توجه به اینکه شب یلدا درماه محرم قرار میگیره هیچکدوم از سفره خونه ها برنامه موزیک ندارند . بنابراین دور هم بودن تو خونه رو ترجیح میدیم . ظهر بود که رفتم خونه مامان که کمی بهش کمک کنم . بعد از ظهر هم مینا و میترا هم اومدند . 

بعد از آماده کردن آجیل و کیک و شکلات و میوه و .... نوبت به هندوانه رسید . همین که بریده شد چشممون به سفیدی داخلش روشن شد و باعث شد بابا رو دوباره بفرستیم دنبال هندوانه دیگری. دومی ای بد نبود .قابل خوردن بود . در حال دادن هندوانه به کیارش بودم که امیر زنگ زد که مریم بیا دنبالم . منم هاج و واج که چی شده .آخه امیر خودش داشت میومد.

در راه برگشت به خونه تو اتوبان یک پلیس موتور سوار ماشین امیر رو متوقف میکنه . امیر هم بی خبر از همه جا میزنه کنار و دلیلش رو می پرسه .

حالا فکر میکنید دلیلش چی بوده ؟

نبود دو پلاک جلو و عقب ماشین !!!! پلاکها توسط آقای دزد دزدیده شده بودند!!!!

به کلانتری گزارش داده میشه . این بود  ماجرای شب یلدای خانه ما.

 پ .ن١:فال حافظ شب یلدای من

 

پ.ن٢ : سفر شمال خوب بود و بهمون خوش گذشت . ارشیا و کیارش اول با هم خوب کنار اومدن و لی از روز دوم دیگه لجبازی و بزن بزن و بکش بکش  برای اسباب بازیها شروع شد . روز عاشورا که گوسفند قربونی میکردند کیارش به من میگفت : دیدی ببعی جیش کرد .جیشش رد (red )بود .خنده جیش کرد مرد !!! تعجب

 

 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by kiarash-y
This Template  By Theme-Designer.Com