------
Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers
-------

من و کودکانم
'کیارش و مامان' سابق
سفرنامه - ایستگاه سوم روستای توریستی کندوان
ن : مریم ت : یکشنبه ۱۳۸٩/٥/۱٠ ز : ٧:٢٩ ‎ب.ظ | +

روز پنجشنبه سی و یک تیر ماه بعد از بازدید از دریاچه ارومیه به سمت روستای تاریخی کندوان حرکت کردیم .برای ناهار به رستوران "اوبا" نرسیده به تبریز رفتیم . واقعا عالی بود .( به دوستان عزیزی که به تبریز سفر میکنند توصیه می کنم یک وعده غذا در این رستوران میل کنند)

تقریبا ساعت ۵ بود که به روستای توریستی کندوان رسیدیم.محل اقامتمون هتل صخره ای کندوان(هتل لاله) بود واقعا زیبا و دیدنی ست. تمامی اتاقها از دل صخره ها ایجاد شده. وقتی وارد اتاق می شوید فکر میکنید که وارد غار مدرنی شده اید که تمامی امکانات در آن وجود دارد.

رستوران هتل در صخره های بالاتری نسبت به اتاقها قرار دارد که با فضای جالبش خوردن یک صبحانه کامل رو برای آدمی لذت بخش تر می کند.

و اما روستای تاریخی کندوان

روستای زیبا و تاریخی کندوان در فاصله ۵٢ کیلومتری جنوب تبریز و در ٢٠کیلو متری جنوب شرقی اسکو در دامنه های غربی کوه سهند قرار دارد.با اینکه معمولا از این روستا با نام" کندوان " یاد می شود در بعضی موارد نام "کندوجان " هم  به آن گفته می شود.

روستای کندوان در واقع مجموعه صخره های مخروطی شکل است که روستاییان درون آنها را تراشیده و به صورت مسکونی درآورده اند.

بعد از یک ساعت استراحت به همراه هم سفرهایمان راهی روستا شدیم .خیلی جالب بود علاوه بر مغازه هایی که برای فروش محصولات محلی مانند گردو و برگه و لواشک و انواع سبزیجات خشک شده و غیره اکثر روستاییان جلوی خانه هایشان بساطی پهن کرده بودند برای فروش همین اجناس و کارهای دستی.

در همین گشت و گذار به دختر بچه ۶ یا ٧ ساله ای بر خوردم که با صدای بلند فریاد میزد "گردکاااااااااان" "لواش________________ک"

(گردکان=گردو)

وقتی داشتم ازش فیلم میگرفتم مامانش به زبان آذری گفت که فیلم نگیر. ولی حدس بزنید دختر بچه به من چی گفت؟!

""پول ور فیلم توت" یعنی اول پول بده بعدا فیلم بگیر. از خنده غش کرده بودم .فکرشو بکنید یه بچه چه جوری فکر اقتصادی داره.

بعضی از روستاییان هم درب خانه هایشان باز بود برای بازدید . در قبال این با توجه به کرم بازدید کننده پولی دریافت می کردند. من و امیر هم به همراه رادک و کارولینا وارد یکی از این خانه ها شدیم . پیر مرد ٨۵ ساله بود و تنها زندگی می کرد .

ناگفته نماند که من هم نقش مترجم ترکی به انگلیسی رو ایفا می کردم.خنده

ترکی حرف زدنم هم واقعا خنده دار بود نصف فارسی نصف ترکی.قهقهه(البته انگلیسی حرف زدنم هم تعریفی نداره)

خلاصه بعد از گشت و گذار برگشتیم  هتل برای استراحت .

صبح روز جمعه اول مرداد بعد از صرف صبحانه در رستوران صخره ای و گرفتن چند عکس یادگاری به سمت "منطقه آزاد ارس - جلفا "حرکت کردیم.(پست بعدی)

 

 

از سمت راست:خودم-آنجلیکا-کارولینا-ویولتا

 

 


کلمات کلیدی :سفر
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by kiarash-y
This Template  By Theme-Designer.Com