------
Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers
-------

من و کودکانم
'کیارش و مامان' سابق
نوروز و سفر دبی
ن : مریم ت : دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۸ ز : ٦:۳۸ ‎ب.ظ | +

امسال سال جدید رو بدون همسر و در خانه پدری شروع کردیم .همسری از دوهفته قبل از سال ، سفر کاری داشت و روز اول عید  برگشت . امسال دهمین نوروز مشترکمون زیر یک سقف بود که نشد با هم باشیم قلب. البته به رسم و عادت هر ساله هفت سین چیدم و رفتیم خونه مامانم برای تحویل سال .

روز دوم هم به دید و بازدید گذشت . روز سوم همراه مامان و بابا و خانواده خواهرم رفتیم دبی . سفرمون عاااااااالی بود و خیلی بهمون خوش گذشت . تماشای فواره های دبی مال و پارک ابی اتلانتیس و اسکی و شهربازی و دریا و استخر و شنا جز برنامه های تفریحیمون بود که از همشون واقعا لذت بردیم . یک روز هم کامل امیر بچه ها رو تو هتل  نگه داشت که من و مامان و برادرم رفتیم خرید . کیارش و هلنا هم حسابی شنا کرده بودن و بهشون خوش گذشته بود. یک روز دیگه هم رفتیم امارات مال برای خرید که دوباره بچه ها به همراه پدرشون رفتن شهربازی و من هم با خیال راحت خرید کردم .لبخند

روز اخر وقت داشتیم که بریم و برج خلیفه رو ببینیم .اگر از قبل بلیط میگرفتیم 120 درهم میشد . ولی اینطوری بدون خرید قبلی باید نفری 450 درهم میدادیم تعجببنابراین تصمیم جمع براین شد که از دیدن برج خلیفه چشم پوشی کنیم . چشمک

باور میکنید هنوز برج میلاد خودمونو ندیدمنیشخند

پروازمون از دبی به تهران ساعت 1 بامداد بود . اخر سفری که همه روزش بهمون خوش گذشته بود با شوکی که هلنا ساعات اخر بهمون وارد کرد کمی خراب شد . با جمع ده نفره مون به سمت گیت می رفتیم که یهو دیدیم هلنا نیست . ای خدا نمیدونستیم کدوم طرفی بدوییم دنبالش . اول فکر کردیم که عقب افتاده .ولی نبود .امیر به سمت جلو دوید و دید که هاج و واج ایستاده و داره دور و ورشو نگاه میکنه . اومد تو بغلمو تکون نخورد از ترس چشماموشو هم باز نمیکرد . داشتم از ترس میمردم . خیلییییی استرس بدی بود . کیارش چمدونشو تو فری شاپ جا گذاشته بود .جند ثانیه نشد که امیر رفت و اورد .همون موقع هلنا رفته بود جلوتر.خداروشکر که بخیر گذشت . کیارش که بچه تر بود همیشه تو سفر ها سوار کالسکه و خیلی به ندرت پایین میومد .هلنا کاملا برعکس ، اصلا نمیشینه تو کالسکه . خوبه که یه دونه برده بودیم وگرنه باید دو تا کالسکه بدون استفاده دنبال خودمون میکشیدیم .

بعد از برگشت از سفر هم دوباره به دید و بازدید گذشت . مدرسه ها شروع شد . هنوز ساعت خوابمون تنظیم نشده بعد از اینکه کیارشو اماده میکنم و میفرستمش دوباره میخوابم . که باید دوباره برگردیم به روال قبل.و انجام برنامه های لیست شده لبخند

دوستان ، امیدوارم همگی سالی پر از شادی و سلامتی و موفقیت و ارامش و اسایش پیش رو داشته باشید .

 

هفت سین آپارتمان

 

اسکی دبی

 

پارک آبی آتلانتیس


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by kiarash-y
This Template  By Theme-Designer.Com