------
Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers
-------

من و کودکانم
'کیارش و مامان' سابق
خواب بی موقع!!!
ن : مریم ت : یکشنبه ۱۳۸٩/٥/۳۱ ز : ٥:٢٤ ‎ب.ظ | +

شنبه ظهر با کیارش رفتیم آرایشگاه تا موهاشو کوتاه کنیم.پسر کوچولوی ما با کیف مخصوص لوازم وارد شد و روی صندلی مخصوص نشست.من هم نشسته و مشغول خواندن مجله سیب سبز بودم.که ناگهان دیدم آقای ارایشگر می خنده و مو کوتاه میکنه ! بله خنده آقای مربوطه به علت خوابیدن کیارش وسط کار بود!!! حالا فکرشو بکنید موهای کیارش چه جوری کوتاه شد.خودم هم رفتم کمک . سر کیارشو نگه داشته بودم تا آرایشگر راحتتر بتونه کار کنه.

پ.ن:بار اول یا دوم بود که با امیر کیارشو برده بودیم برای کوتاهی مو.داخل آرایشگاه کیارش بهونه گیری می کرد .من و امیر هم که سعی داشتیم ساکتش کنیم بهش میگفتیم : "پسرم عزیزم ببین اومدیم سلمونی و..." یهو دیدیم که آقای آرایشگر چپ چپ نگاه میکنه و میگه آقااااااااا سلمونی چیه ؟! اینجا آرایشگاهه . به این همه تشکیلات میگی "سلمونی" !

ویکی پدیا:

سلمانی کسی است که به اصلاح موی سر مردم می‌پردازد. از دهه ۲۰ شمسی به آن آرایشگر نیز می‌گویند. محل کار این افراد دکان سلمانی یا بصورت تلخیص سلمانی (و نیز آرایشگاه) نامیده می‌شود.

سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی که من هم در دیار خود سری دارم و سامانی

 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


اسکوتر و سوییچ
ن : مریم ت : سه‌شنبه ۱۳۸٩/٥/٢٦ ز : ۱:۳٦ ‎ب.ظ | +

مامانییییییییییییییییییییی مامانییییییییییییییییییییییییییییییی

اسکوترو اوشن کردم!!!

 

من و امیر تعجبقهقههماچماچماچماچ


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


سفرنامه - ایستگاه هفتم و اخر بندر انزلی
ن : مریم ت : جمعه ۱۳۸٩/٥/٢٢ ز : ۸:۱۳ ‎ق.ظ | +

دوشنبه چهارم مرداد بعد از خوردن آش دوغ در اردبیل به طرف بندر انزلی حرکت کردیم.مسیر رویایی و زیبای گردنه حیران که از یک طرف مشرف به کوه های پوشیده از جنگل های انبوه و از سوی دیگر  به دره ای زیبا و دیدنی که رود بزرگ ارس از میان آن می گذرد و تعیین کننده مرز ایران و اذربایجان می باشد را طی کردیم. 

 واقعا زیبا و دیدنی بود .در این میان کندوهای عسل جلب توجه می کردند.از ظهر گذشته بود که رسیدیم انزلی .ناهارمون را در رستورانی ابتدای انزلی خوردیم. رستوران تقریبا خانگی بود یعنی آشپزی را همسر و دختر صاحب رستوران به عهده داشتند. انصافا غذاهای خوب و خوشمزه ای هم به ما دادند.بعد از اینکه وسایلمون رو گذاشتیم هتل(سفیدکنار) اسباب شنا رو جمع و جور کردیم و رفتیم ساحل روبروی هتل.امیر و کیارش کمی شنا و شن بازی کردند. 

 

 

 

 

 

 

 

 شب هم برای قدم زدن سه تایی رفتیم اسکله .جای قشنگیه .کیارش هم اسکوتر بازی می کرد. 

 

 سه شنبه پنجم مرداد ساعت ۶:٣٠به طرف تهران حرکت کردیم و تقریبا ١٢ بود که رسیدیم.

این بود ماجراهای سفر ما.

 

بسیار ســـــــفر باید تا پخته شود خــــــــامی


صوفی نشـــــــــــود صافی تا درنکشد جامی

 


کلمات کلیدی :سفر
.:: نظرات () ::.


سفرنامه - ایستگاه ششم سرعین و اردبیل
ن : مریم ت : چهارشنبه ۱۳۸٩/٥/٢٠ ز : ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ | +

یکشنبه سوم مرداد از تبریز به سمت سرعین حرکت کردیم . جاده زیبایی بود . به فاصله های کوتاهی آجیل و عسل فروشی میدیدیم.بعد از گذر از شهرهای مختلف سرانجام به سرزمین چشمه ها "سرعین" رسیدیم.شهر مملو از مسافر بود. بعد از اسکان در هتل (هتل لاله)و صرف ناهار در رستوران هتل کمی استراحت کردیم . پیشنهاد هتل برای استخر و آب درمانی "استخر سبلان" بود.آنجلیکا و خواهرانش به همراه سه تا وروجک(فرانک-فیلیپ-اولاف) زودتر برای شنا رفته بودند.من خیلی خوابم میومد .وقتی من رسیدم اونا از آب خارج شده بودند.

واقعا دنیای کوچیکیه."دهکده جهانی" لقب خوبی برای این جهان پهناور می باشد.

تو رختکن یکی از فامیلها رو دیدم(افسانه). کلی خوشحال شدم. تو استخر هم یکی از همسایه های مامانم. به کمک این خانم کیارش رو که اولش خیلی ترسیده بود آروم کردیم. وقتی ترسش ریخت شروع کرد به بازی کردن. از بازارچه بیرون استخر مایو و تیوپ برای کیارش خریدیم.

شب میخواستیم با امیر بریم آش دوغ بخوریم که کیارش خوابش برد و نتونستیم بریم.در سالن آمفی تئاتر هتل هم کنسرتی برگزار بود که متاسفانه اسم خواننده یادم نمونده.

دوشنبه صبح به سمت اردبیل برای بازدید از "بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی" راه افتادیم.

شیخ صفی‌الدین اردبیلی  جد بزرگ  صفویان از بومیان ایرانی و هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرین‌کلاه بود. فیروزشاه نیز از بومیان ایرانی و کردتبار بود. که در منطقه مغان ساکن بود. زبان مادری شیخ صفی‌الدین زبان آذری (گویشی از تاتی) بود.

دودمان صفوی نام خویش را از وی گرفته بودند.او پایه‌گذار خانقاه صفوی در اردبیل بود که با گذشت زمان پیروان بسیاری را به دست آورد.

او که پیرو مذهب سنی شافعی بود در اردبیل زاده شد و در زمان خویش مورد بزرگداشت مردم بود و مردم او را به نام پیر و رهنما پذیرا بودند.از او دیوانی به زبان آذری در دست است. آذری یکی از زبان‌های ایرانی و زبان بومی آذربایجان بوده‌است. شیخ صفی خود پیشتر پیرو شیخ زاهد گیلانی بود و دختر او فاطمه خاتون را نیز به زنی گرفته بود. زهد و ساده‌زیستی او با وجود داراییش در آن زمان زبانزد بود. شیوه زندگی و گیرایی او و نام اوری خانقاهش به زودی برای او و فرزندانش پیروانی را از شام و ترکیه و بخش‌های دیگر ایران فراهم ساخت. پس از او پسرش شیخ صدرالدین موسی جای پدر را گرفت.

بر پایه گزارش‌های تاریخی وی در آغاز تنها ۷ هکتار زمین داشت، ولی هنگام مرگ مالک بزرگی بود که بیست دهکده داشت.


کلمات کلیدی :سفر
.:: نظرات () ::.


سفرنامه - ایستگاه پنجم تبریز
ن : مریم ت : شنبه ۱۳۸٩/٥/۱٦ ز : ۸:۱٢ ‎ب.ظ | +

ورودمون به تبریز عصر جمعه اول مرداد و محل اقامتمون هتل بین المللی پارس (ائل گلی) بود.بعد از کمی استراحت و زمانی که هوا تاریک شده بود راهی پارک بزرگ ائل گلی که در مجاورت هتل بود شدیم.هوا کمی خنک بود و باد می وزید .

ائل‌گلی (استخر مردم)که قبلا شاه‌گلی (استخر شاه) گفته می‌شد،  از پارک های زیبایی است که در جنوب شرقی تبریز، بر دامنه تپه‌ای قرار دارد. مساحت استخر بزرگ این پارک تاریخی 54 هزار و 675 متر مربع است.

در جنوب آن تپه‌ای است که آن را از بالا تا پایین همسطح استخر پله‌بندی کرده و نهر آبی از آن به طرف پایین روان است.

کاخ ایل‌گلی مانند شبه‌جزیره‌ای کوچک در میان استخر ایل‌گلی قرار گرفته‌است و به وسیلهٔ یک خیابان به حاشیهٔ استخر متصل می‌گردد. 

 بعد از صرف شام و کمی قدم زدن در پارک برگشتیم به هتل برای استراحت.

 

مامان مریم وکیارش در پارک ائل گلی تبریز

گشت و گذارمون در شهر شنبه صبح ساعت 11 شروع شد .اولین جایی که انتخاب کردیم بازار بزرگ تبریز بود . البته فقط وقت کردیم بازار فرش فروشها رو بگردیم .و چه فرشهای نفیس و زیبایی در بازار وجود داشت.بعد از ناهاری که در رستوران معروف حاج علی (به گفته بازاریها)خوردیم پیاده به سمت مسجد کبود راه افتادیم.

و اما مسجد کبود

مسجد جهانشاه یا مسجد کبود (گوی مسجید) از آثار ابوالمظفر جهانشاه بن قرا یوسف از سلسله ترکمانان قراقویونلو می باشد که در870 هجری به همت و نظارت  جان بیگم خاتون،زن جهانشاه بن قرایوسف قره قویونلو ،پایان یافته است. 

در حیاط مسجد( البته بیشتر شبیه پارک بود) بازار خیریه ای  به نفع کودکان سرطانی برپا بود. بعد از دیدن مسجد که واقعا معماری و  کاشی کاری زیبایی داشت  و کمی استراحت در فضای سبز موجود در اطراف مسجد باز هم پیاده برای دیدن ارگ علیشاه حرکت کردیم.

 

 کیارش در محوطه بیرونی مسجد کبود

ارگ علیشاه

بنای تاریخی ارگ علیشاه در نزدیکی میدان شهرداری تبریز قرار دارد. این مجموعه تاریخی در شامل مدرسه، مسجد و خانقاه است که در زمان تاج الدین علیشاه جیلانی از امرای گورکانیان در قرن هشتم هجری ساخته شده است. ارگ علیشاه و مجموعه آن در زمان ساخت آن، شاخص ترین بنای شهر تبریز بوده که به نوشته جهانگردان تاریخی، تنها بنای شهر تبریز بوده که از دور دست دیده می شده است.

این بنای 700 ساله که یادگار آسیب های طبیعی و تاریخی دوران گذشته را بر چهره دارد، اکنون در میان انبوه داربست ها و میله های فلزی قرار گرفته است

.

در ادامه متنی رو که در سایت روزنامه "ابتکار" خواندم رو براتون گذاشتم . من که با خواندنش واقعا متاسف شدم .

""سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی در تلاش است دادگستری را متقاعد کند تا حریم ارگ  علیشاه را چنگال ساخت و سازها برهاند.   درحالی که ساخت مصلی به پایان رسیده و  این ارگ را برای همیشه از دیده ها نهان شده  است.  
ساخت مصلی تبریز با تخریب ارگ علیشاه و تجاوز به حریم آن مراحل پایانی خود را می گذارند.  این در حالی است که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در انتظار رای دادگاه برای نجات حریم این ارگ است. 
باساخت مصلی در حریم ارگ علیشاه و یک مجمتع تجاری خدماتی در حریم برج های دو قلو مراغه، این سه اثر شانس جهانی شدن خویش را برای همیشه از دست دادند. 
ارگ علیشاه به رغم تمامی مخالف ها ساخته شد.   پیش از این "اکبر اعلمی"، نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی، با تاکید بر اینکه "ارگ علیشاه توسط مسئولان غیرمسئول مورد بی توجهی قرار گرفته و صرف نظر از تخریب بخشی از آن، به حریم این اثر تاریخی تجاوز شد و با حصارکشی مانع از بازدید عمومی شده اند"خواستار جلوگیری از ساخت آن شد. 
وی این اقدام را از برخوردهای اشتباه استانداری با آثار تاریخی تبریز عنوان کرد. اعلمی همچنین "پورمحمدی" وزیر کشور را برای پاسخگویی درباره وضعیت این اثر به مجلس فراخواند اما تکمیل شدن مصلی نشان دهنده بی اثر ماندن این اقدام است. 
باساخت این مصلا و بسته شدن در ارگ، بزرگترین بنای خشتی تبریز برای همیشه از دید گردشگران نهان شد. "رضا عبادی" رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی در گفتگو با میراث خبر از تکمیل پروژه مصلی شهر تبریز در حریم ارگ 700 ساله علیشا خبر داد و گفت:" ساخت و سازها در سه طبقه در ضلع شرقی روبه پایان است و ما منتظر رای دادگاه برای اقدامات بعدی هستیم." 
وی افزود:"دومین بار است که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از طریق مراجع قضایی خواستار توقف عملیات ساخت وساز شده  اما تا به امروز هیچ اتفاقی نیفتاده است." 
دادگستری تبریز در نخستین شکایت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری رای به ادامه ساخت مصلی داد و در همین حال عبادی از دلایل مراجع قضایی استان برای صدور این رای سخنی به میان نیاورد. 
ارگ تبریز که امروز به صورت ایوان کوچک خشتی میان انبوهی از آهن وسیمان دیده می شود یادگاری است از مجموعه عظیم مدرسه، مسجد و خانقاه تاج الدین علیشاه جیلانی که در قرن هشتم هجری ساخته شده است.  این بنا در دوران های مختلف مورد هجوم و تخریب قرار گرفت و بارها کارآیی خود را از مسجد به انبار غله ومهمات تغییر داد. 
   در اثر زلزله بزرگی  که تبریز را با خاک یکسان کرد تنها این بنا فرو نریخت و به عنوان نماد مقاومت مردم تبریز استوار ماند. 
این بنا در سال 1320 به صورت گردشگاه عمومی درآمد و نام باغ ملی به خود گرفت و در حال حاضر صحن این مسجد تاریخی، مصلی و محل برگزاری نماز جمعه تبریز شده و محدودیت های ویژه ای برای بازدید از آن وجود دارد. 
""


کلمات کلیدی :سفر
.:: نظرات () ::.


سفرنامه-ایستگاه چهارم منطه آزاد ارس
ن : مریم ت : چهارشنبه ۱۳۸٩/٥/۱۳ ز : ۸:٢۸ ‎ق.ظ | +

بعد از طی تقریبا ١۵٠کیلومتر و پشت سر گذاشتن شهر های مختلف به منطقه آزاد ارس-جلفا رسیدیم.جاده ای که تبریز را به این منطقه وصل می کرد واقعا زیبا و دیدنی بود.هدف از سفر به جلفا بازدید از کلیسای "سنت استپانوس" بود.

 این کلیسا به یاد و احترام استفان ( یکی از حواریون عیسی مسیح ) که در سال 36 میلادی در اورشلیم سنگسار شد، استفان مقدس یا سنت استپانوس نامگذاری شده است.کلیسا در دامنه دره ای واقع در سه کیلومتری جنوب رودخانه ارس قرار دارد که قبلاً روستایی به نام شام در این دره وجود داشته است و ساکنان آنرا ارامنه تشکیل می داده اند و به همین دلیل در گذشته به کلیسای شام نیز معروف بوده است. بعدها، پس از جنگ جهانی اول با  مهاجرت ارامنه به سایر نقاط و متروکه شدن روستا و عدم نگهداری و ترمیم آن، بخش هایی از کلیسا تخریب شد و از این رو اهالی محل به آن خارابا کلیسا یا کلیسا خرابه هم می گویند. همچنین به دلیل استفاده از سنگ های آجری رنگ در معماری کلیسا به آن قزل وانک یا صومعه سرخ نیز گفته می شود.

برای رسیدن به کلیسا باید از جاده کناره رود ارس(رود مرزی ایران و ارمنستان) گذر می کردیم . طبیعت زیبایی داشت . همه جا سبز بود و کوههای مرزی استوار دیده میشدند.وقتی به محدوده کلیسا رسیدیم به قدری شلوغ بود که اجازه نمیدادند ماشینها بالاتر بروند .

کلیسا روی ارتفاع قرار داشت و تقریبا کمی پیاده روی کردیم .تا رسیدیم در را بستندد برای ناهار. ولی ما رفتیم داخل .(خودتون حدس بزنید چگونه؟)کلیسای زیبایی بود ولی کوچک.حیاط زیبا و سرسبزی داشت.

 ناهار را هم همون اطراف خوردیم و راه افتادیم به سمت تبریز.به بهانه بازارچه مرزی با امیر گشتی تو شهر زدیم ولی بازارچه هم چنگی به دل نمی زد .

 

 


کلمات کلیدی :سفر
.:: نظرات () ::.


سفرنامه - ایستگاه سوم روستای توریستی کندوان
ن : مریم ت : یکشنبه ۱۳۸٩/٥/۱٠ ز : ٧:٢٩ ‎ب.ظ | +

روز پنجشنبه سی و یک تیر ماه بعد از بازدید از دریاچه ارومیه به سمت روستای تاریخی کندوان حرکت کردیم .برای ناهار به رستوران "اوبا" نرسیده به تبریز رفتیم . واقعا عالی بود .( به دوستان عزیزی که به تبریز سفر میکنند توصیه می کنم یک وعده غذا در این رستوران میل کنند)

تقریبا ساعت ۵ بود که به روستای توریستی کندوان رسیدیم.محل اقامتمون هتل صخره ای کندوان(هتل لاله) بود واقعا زیبا و دیدنی ست. تمامی اتاقها از دل صخره ها ایجاد شده. وقتی وارد اتاق می شوید فکر میکنید که وارد غار مدرنی شده اید که تمامی امکانات در آن وجود دارد.

رستوران هتل در صخره های بالاتری نسبت به اتاقها قرار دارد که با فضای جالبش خوردن یک صبحانه کامل رو برای آدمی لذت بخش تر می کند.

و اما روستای تاریخی کندوان

روستای زیبا و تاریخی کندوان در فاصله ۵٢ کیلومتری جنوب تبریز و در ٢٠کیلو متری جنوب شرقی اسکو در دامنه های غربی کوه سهند قرار دارد.با اینکه معمولا از این روستا با نام" کندوان " یاد می شود در بعضی موارد نام "کندوجان " هم  به آن گفته می شود.

روستای کندوان در واقع مجموعه صخره های مخروطی شکل است که روستاییان درون آنها را تراشیده و به صورت مسکونی درآورده اند.

بعد از یک ساعت استراحت به همراه هم سفرهایمان راهی روستا شدیم .خیلی جالب بود علاوه بر مغازه هایی که برای فروش محصولات محلی مانند گردو و برگه و لواشک و انواع سبزیجات خشک شده و غیره اکثر روستاییان جلوی خانه هایشان بساطی پهن کرده بودند برای فروش همین اجناس و کارهای دستی.

در همین گشت و گذار به دختر بچه ۶ یا ٧ ساله ای بر خوردم که با صدای بلند فریاد میزد "گردکاااااااااان" "لواش________________ک"

(گردکان=گردو)

وقتی داشتم ازش فیلم میگرفتم مامانش به زبان آذری گفت که فیلم نگیر. ولی حدس بزنید دختر بچه به من چی گفت؟!

""پول ور فیلم توت" یعنی اول پول بده بعدا فیلم بگیر. از خنده غش کرده بودم .فکرشو بکنید یه بچه چه جوری فکر اقتصادی داره.

بعضی از روستاییان هم درب خانه هایشان باز بود برای بازدید . در قبال این با توجه به کرم بازدید کننده پولی دریافت می کردند. من و امیر هم به همراه رادک و کارولینا وارد یکی از این خانه ها شدیم . پیر مرد ٨۵ ساله بود و تنها زندگی می کرد .

ناگفته نماند که من هم نقش مترجم ترکی به انگلیسی رو ایفا می کردم.خنده

ترکی حرف زدنم هم واقعا خنده دار بود نصف فارسی نصف ترکی.قهقهه(البته انگلیسی حرف زدنم هم تعریفی نداره)

خلاصه بعد از گشت و گذار برگشتیم  هتل برای استراحت .

صبح روز جمعه اول مرداد بعد از صرف صبحانه در رستوران صخره ای و گرفتن چند عکس یادگاری به سمت "منطقه آزاد ارس - جلفا "حرکت کردیم.(پست بعدی)

 

 

از سمت راست:خودم-آنجلیکا-کارولینا-ویولتا

 

 


کلمات کلیدی :سفر
.:: نظرات () ::.


سفرنامه-ایستگاه دوم دریاچه ارومیه
ن : مریم ت : شنبه ۱۳۸٩/٥/٩ ز : ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ | +

روز پنجشنبه سی و یک تیرماه بعد از بازدید از گنبد سرخ در مراغه به سمت  دریاچه ارومیه حرکت کردیم . بعد از 2 ساعت رسیدیم. 

دریاچه ارومیه که در گذشته (چی چست) و (کبودان) نام داشته، بزرگترین و شورترین دریاچه دائمی ایران و یکی از دریاچه های فوق اشباع از نمک دنیا است که از این نظر با دریاچه بزرگ نمک آمریکا شباهت دارد.

حدود 100 متر روی نمک راه رفتیم تا به آب رسیدیم . البته من خودم تا لب آب نرفتم. و کمی به همراه کیارش با سطل و بیلچه نمک بازی کردیم.

بعضی افراد برای لجن هایی که خاصیت درمانی دارند جلوتر رفته بودند و استفاده می کردند.گل دریاچهٔ ارومیه خمیری سیاه‌رنگ و جزو گل‌های کلروره‌است که دارای خاصیت درمانی برای بیماری‌هایی مثل رماتیسم و آرتروز و بیماری‌های زنانه‌است.

 

 


کلمات کلیدی :سفر
.:: نظرات () ::.


سفرنامه - ایستگاه اول مراغه
ن : مریم ت : پنجشنبه ۱۳۸٩/٥/٧ ز : ٩:٢۱ ‎ق.ظ | +

روز چهارشنبه سی تیر ماه هزار و سیصدو هشتاد و نه ساعت ۵:٣٠ بعد از ظهر تصمیمی که گرفته بودیم رو عملی کردیم و سفرمون به شمال غرب کشور شروع شد.خوشحال بودم و حس خوبی داشتم چون تا به حال به اون قسمت از کشور سفر نکرده بودم . برای رسیدن به مراغه از شهر هایی گذشتیم و زنجان سرزمین جد مادری هم جزء اون شهر ها بود.( پدر بزرگ مامانم متولد و اهل باکو بود وقتی طبق عهد نامه ترکمن چای بعضی شهر ها  از ایران جدا شد و به شوروی سابق داده شد آتا (پدر بزرگ مامانم) به زنجان و بعد به شمال کشور شهر قائمشهر مهاجرت کرد . در قائمشهر تنها دخترش که مادر بزرگ من باشه رو به پسر یکی از دوستانش که اونها هم زنجانی بودند شوهر داد و خودش با پسرها اومد تهران . خدا روحش رو قرین رحت کنه .خیلی دوستش داشتم هر وقت میومد خونه ما دست خالی نبود و همیشه یه پاکت پسته برامون میاورد. )

خانواده پتلاک به همراه دو تا از خواهر های آنجلیکا و بچه هاشون ساعت 2:30 حرکت کرده بودند ولی فقط یک ساعت زودتر از مارسیده بودند مراغه . ما هم ساعت 12  رسیدیم و محل اقامتمون هتل بزرگ دریا بود.

و اما شهرستان مراغه (نوشته شده از روی کاتالوگ)

این شهر در جنوب استان آذرباجان شرقی در دامنه جنوب و جنوب غربی رشته کوه سهند واقع شده و بزرگترین شهر استان آذربایجان شرقی پس از تبریز بوده و بصورت فرمانداری ویژه اداره می شود. مراغه به دلیل برخورداری از پیشینه غنی تاریخی فرهنگی آثار متعددی از دوران مختلف تاریخی را در خود جای داده و بافت تاریخی آن جزء ده شهر تاریخی فرهنگی کشور است .مراغه علاوه بر تاریخ و فرهنگ ریشه دار خود بدلیل برخورداری از آب و هوای مطبوع و رود خانه های پر آب دارای مناظر زیبای طبیعی بوده و به باغ شهر شمال غرب کشور معروف شده است مسیر رودخانه صافی و دامنه های اطراف سهند آکنده از طبیعت سبز و مناظر دل انگیزی است.

 این بود که راهی گنبد سرخ شدیم.

گنبد سرخ در سال542 هجری قمری به دستور عبدالعزیز بن محمود بن سعد یدیم و به وسیله بنی بکر محمد بن بندان بن محسن معمار ساخته شده است. به طور کلی گنبد بنایی مربع شکل است متشکل از سردابه و اتاق اصلی که بر روی سکوی سنگی قرار دارد و به وسیله هفت ردیف پله می توان به آن دسترسی یافت. پنج پله در جلوی سکو واقع شده و پله ششم و هفتم جزء آستانه درگاه محسوب میشوند.                                          

از سمت راست : الاف-کیارش-فرانک-فیلیپ


کلمات کلیدی :سفر
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by kiarash-y
This Template  By Theme-Designer.Com