------
Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers
-------

من و کودکانم
'کیارش و مامان' سابق
خانه مان را تکاندیم!
ن : مریم ت : سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢٤ ز : ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ | +

خانه تکانی می کند

مادرم

بی خانمان می شود

عنکبوت پیر

شب عید

 

دیشب در حال خوابوندن کیارش چشمم افتاد به لوستر اتاقش .دیدم که یادم رفته تمیزش کنم ! اتفاقا تار هم بسته بود!!! حالا موندم چی کار کنم ؟ بی خانمانش کنم یا نه؟!!!

 

عکسهای زیر حاکی از این است که پسرک شیرین خونه ما تو خونه تکونی بهمون کمک کرده!!!!

 

 

 

 

 

 

 

انتهای روز خسته ، خواب روی کاناپه!

 

با کارگر دوست شده بود حسابی!همیشه همینطوریه !بطوریکه میگه بده ناهارمو با خانمه بخورم ! دائم باهاش صحبت میکرد. خانم داری چی کار میکنی؟ خانم داری خونمونو تمیز میکنی؟ خانم چرا رفتی بالا ؟ خانم چرا اومدی پایین؟ خانم چرا دستتو شستی؟ خانم... .فکر کنم خانمه دیگه اینطوری کلافهشده بود .

به هر حال دوستان عزیزم خسته نباشید . همه خونه ها تمیز شدن و با صفا . آرزو میکنم برای تک تکتون، که سال خوبی رو شروع کنید و همیشه شاد باشید.

از همه دوستانم که تولدم رو تبریک گفتن هم بسیار ممنونم.

 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


یکسال به عمرم اضافه شد!
ن : مریم ت : پنجشنبه ۱۳۸٩/۱٢/۱٢ ز : ۸:۱٥ ‎ق.ظ | +

آخر سال که میشه یه نگاه به سالی که گذشت میکنم و خودمو محک می زنم . یکی از دوستانم بهم یاد داده بود که اول سال برنامه کاری تعریف کنم و هر چی که می خوام انجامشون بدم رو بنویسم .خیلی کار خوبیه . چند سالی میشه که این کارو می کنم .

چند روز پیش تولدم بود .خونه مامانم بودیم و یه جشن کوچولو داشتیم .دارم سالهای دهه چهارم زندگی رو سپری میکنم و احساس خیلی خوبی ندارم . شاید فکر میکنم دارم پیر میشم چشمک

هنوز هم نمی‌دانم
هر سال که می‌گذرد
یک سال به عمرم اضافه می شود
یا یک سال از عمرم کم می شود!

 

 

و اما کیارش :

تو پمپ بنزین بعد از اینکه امیر سوار ماشین شده بهش میگه : باباااااااااااشتباه کردی ! باید آقا تعمیرگاهی بنزین میزد شما که بلد نیستی بزنی نیشخند بچه فکر کرده بابایی هم باید مثل مامانی  بشینه تو ماشین تا براش بنزین بزنن.چشمک

 

کامپیوترمون تو اتاق کیارشه . همین باعث شده که بهش حس تملک داشته باشه .تا میشینم پشت میز میگه: این کامپیوتر منه  "دهه" دست نزنتعجب

 

عاشق آهنگ منصور شده همون که به زبان آذری خونده. تا شروع میشه میره وسط و شروع میکنه خنده آهنگ جدید کامیار رو هم خیلی دوست داره! خلاصه اینکه این پسرک قرتی ما برای خودش خواننده شده و شعر ها رو تکرار میکنهلبخند

 

پ.ن: این اواخر حس نوشتن نداشتم.خیلی کارها برای انجام دادن دارم حسابی سرم شلوغه! و هر رور به نحوی و با یه کاری میگذره!

 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by kiarash-y
This Template  By Theme-Designer.Com