------
Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Third Birthday tickers
-------

من و کودکانم
'کیارش و مامان' سابق
هفته ای پر ماجرا
ن : مریم ت : شنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢۳ ز : ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ | +

هفته پیش از سه شنبه تا جمعه مهمون داشتیم . دختر خاله ها و زنداییم برای خرید اومده بودن تهران . شبها با سارا و نسترن و رویا تا نیمه های شب بیدار بودیم و حرف میزدیم. خیلی خوش گذشت. کیارش هم پا به پای ما بیدار بود و شیطونی میکرد .یه روز هم رفتیم بازار بزرگ . من هم  با اینکه خرید نداشتم  رفتم. گشتن تو بازار بزرگ رو دوست دارم.

ذوق هنریم هفته گذشته متبلور شده بود و نتیجه کار ساخت قاب عکس زیر شد!زبان

داشتم بالای کمد دیواری رو مرتب میکردم که یه قاب عکس ساده و قدیمی پیدا کردم . دوباره هنرمند شدم و این از آب دراومد.

 

همینطور که داشتم کمد دیواری رو مرتب میکردم .به این باکس های گل برخوردم و کلی خاطرات برام زنده شد.لبخند

 

نزدیک به ١٠ سال پیش که من و امیر دوران آشناییمون رو طی میکردیم . هربار که همدیگرو میدیبدیم بلا استثنا از امیر یه شاخه گل تزئین شده می گرفتم. قلبکه همشون رو تا الان تو این باکس ها نگه داشتم . ولی تلق ها دیگه خراب شدن و گل ها خشک که نمیشه جاشون رو عوض کنم .از کمد اوردم بیرون که دیگه بندازمشون بیرون(به غیر از اولین شاخه گل) ولی بازم دلم نیومد و دوباره گذاشتمشون توی کمد.

 

و دیگه اینکه سه شنبه هفته پیش بابا امیر با یه ipad وارد خونه شد و کیارش هم که فهمید میتونه باهاش بازی کنه تو نیم ساعت سر از همه چیزش در اورد و دیگه خودش میتونست وارد منو ها بشه بازی مورد علاقه اش رو پیدا کنه و دکمه play بزنه و ...

 

کیارش و دایی محمد

 

و در آخر اینکه کیارش دیگه به نداشتن دایپر عادت کرده و ج.ی.ش  و   پ.ی.پ.ی رو میگه و مارو راحت کرد . شبها هم تا صبح بدون ج.ی.ش می خوابه . منم با خیال راحت می خوابم. فقط بعضی مواقع که خودش رو خیلی نگه میداره یه خرده شورتش خیس میشه که اونم خودش میشوره .چشمک 

 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


یکسال گذشت
ن : مریم ت : شنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٦ ز : ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ | +

امروز اولین روز از دومین سال نوشتنم تو این وبلاگه .یعنی دیروز اولین تولد وبلاگم بودتشویق

با دوستان زیادی آشنا شدم و بهشون انس گرفتم .از همه کسانی که مطالبم رو می خوانند و برام کامنت میذارن ممنونم . میدونم که خواننده خاموش هم دارم از اونها هم ممنونم.لبخند

نقاش:

اگر شبی ز مستی

بر لوح کسی زدی شکستی

جام دل بی شکیب ما را

از چون و چرا مگو و از چند

تصویر مرا بکش

به لبخند

 

چند روزی میشه که دوباره حال و هوای شعر خوندن اومده سراغم و منم رفتم سراغ کتابهای شعری که داشتم . کتابی دارم به اسم "نامش را نمیدانم " . که عاشقش هستم و شعرهاش برام یاد آور خاطره های زیادی هستن . شعرهای فریدون مشیری را هم دوست دارم . دانشجو بودم که با الهام و بچه های دانشگاه به مراسم یادبود فریدون مشیری که در خانه هنرمندان برگزار میشد رفتیم .خاطره اون روز مو به مو  لحظه به لحظه یادمه.


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


یاد ایام
ن : مریم ت : چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٦ ز : ۱:٢٥ ‎ب.ظ | +

پیدا کردن چند تا کتاب داستان از انباری خونه پدری کار سختی نبود . پدر جون به قدری مرتب وسایل اضافی رو تو انباری چیده که به راحتی میتونی وسیله مورد نظرت رو پیدا کنیچشمک

خاک گرفته و بوی نا و کهنگی میدادند . اوردم خونه تمیزشون کردم و سپس تقدیم  به کیارشم.

خوشش اومده بود به دو تاشون علاقه بیشتری نشون داد . به طوری که هرشب قبل از خواب باید کتاب "سنجاب مهربان " خونده بشه. با دیدن کتابها رفتم به دوران کودکی خودم .چه روزهایی داشتیم با مینا و میترا و در آخر محمد . بچه های اول دوران کودکی کوتاهی دارن .برای اینکه همیشه دیگران ازشون انتظار دارن که مانند یه آدم بزرگ رفتار کنن و زود بزرگ بشن.

دلم نمی خواد کیارش زود بزرگ بشه . دوست دارم از کودکیش نهایت لذت رو ببره و بچگی کنه.

15 یا 16 ساله بودم که با مینا و بابام رفتیم نمایشگاه کتاب . چند تا کتابی که خریدیم جز رمان چیزی نبود . خب اقتضای سنمون بود چشمکیادمه که یکی از کتابهای فهیمه رحیمی هم بینشون بود اسمش یادم رفته.

هفته ای که گذشت دیدن دوست دوران مدرسه باز هم منو برد به گذشته و خاطراتش . نسیم رو دیدم و خیلی خوشحال شدم . شش یا هفت سالی بود که ندیده بودمش . پسرش سام هم دوست خوبی برای کیارش بود و با هم بازی می کردند.

پ.ن: بیشتر از یک ماهه که کیارش دیگه از دایپر استفاده نمی کنه . روزهای اول خیلی سخت بود . از شدت خستگی تمام بدنم درد می کرد . روح و روانم هم که بهم ریخته بودکلافه. ج ی ش رو میگه و شبها تا صبح تمیز می خوابه . ولی امان از دست پ ی پ ی .......... نمیگه که نمیگه !!! داغون داغونم از بس که ... شستم . هر کاری که فکر کنید کردم از تشویق و جایزه و زبون خوش و .... گرفته تا تنبیه ولی هیچ کدومشون جواب نداده !!!



کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by kiarash-y
This Template  By Theme-Designer.Com